هنر هفتم

آیا میرحسین موسوی و محمد خاتمی باعث ممنوع‌الکاری بهروز وثوقی شدند؟

همزمان با سالروز درگذشت محمدعلی فردین، بهروز وثوقی با انتشار پستی در حساب اینستاگرامی خود، نوشت که عامل ممنوع‌التصویری او، ناصر ملک مطیعی و محمدعلی فردین اسامی نام آشنایی چون سید محمد خاتمی، میرحسین موسوی و محسن مخملباف بودند. این پست وثوقی که اخیراً آن را حذف کرده است، واکنش‌های بسیاری در پی داشت. برخی نسبت به آن موضع همدلانه‌ای اتخاذ کرده و وثوقی را قربانی سیاست‌های فرهنگی دهه شصت دانستند.

رسانه‌های مطبوع جناح راست، آن را دست آویز اهداف خود قرار دادند. بعضی هم با اشاره به زمان خروج بهروز وثوقی از ایران، یعنی سال ۵۷، این نکته را متذکر شدند که اساساً میرحسین موسوی در آن هنگام نخست وزیر نبوده که بخواهد از حضور وثوقی در سینمای ایران در سال‌های آغازین پس از انقلاب ممانعت به عمل آورد. سید محمد خاتمی نیز در سال ۶۱ یعنی درست ۴ سال بعد از انتقلاب اسلامی و خروج بهروز وثوقی از ایران، سمت اجرایی در کشور پیدا کرد و وزیر ارشاد شد.

با این حال به نظر می‌رسد، این یک مسیر سازماندهی شده از داخل کشور است، مسیری که احتمالاً تنها با هم سو شدن با آن و شانتاژ علیه طیفی که در شرایط فعلی تحت فشار شدید جناح تندرو قرار دارد، این وعده را به هنرمندان خارج از کشور می‌دهد که می‌توانند سرزمین خود بازگردند. شطرنجی که حبیب محبیان، خواننده پرطرفدار و محجوب کشورمان هم گرفتار بازی بازیکنان آن شد و به ایران بازگشت اما در این طول این بازی شطرنج صدایش همچنان ممنوع باقی ماند و کمی بعد در انزوا، خاموش شد.

طی ماه‌های اخیر و با نزدیم شدن به انتخابات ریاست جمهوری که قرار است در ۲۸ خرداد ماه سال جاری برگزار شود، بسیاری از فعالان سیاسی جناح موسوم به اصولگرا سعی دارد تا با وعده بازگشت بهروز وثوقی به ایران برای خود اعتبار کسب کند. این در حالی است که عملکرد آنها طی تقریباً ۴۳ سالی که انقلاب اسلامی گذشته به وضوح نشان داده که همیشه با حضور فعال هنرمندان پیش از انقلاب در ایران مخالف هستند. آنچه در ادعای بهروز وثوقی که باعث شد عده‌ای هم سوار موج پس از آن شوند و در این میان مسکوت مانده، روایت سال‌های ابتدایی پس از انقلاب اسلامی است.

بیشتر بخوانید
کامبوزیا پرتوی نویسنده و کارگردان بر اثر ابتلا به کرونا درگذشت

در این سال‌ها سینمای ایران دوران خاصی را از گذراند. در ایامی که موج انقلاب سراسر ایران را فرا گرفته بود یکی از مکان‌هایی که عامه مردم از آن به عنوان کانون فساد یاد کردند و با آن به مخالفت برخاستند و گاه با تندروی آن را به آتش کشیدند، سالن‌های سینماها بودند. در واقع به جز ماجرای آتش سوزی سینما رکس آبادان و چند سینمای دیگر که سازماندهی شده بودف عمده‌ سینماهای ایران به دست توده خشمگین مردم به آتش کشیده شد چرا که آنها سینمای قبل از انقلاب را علاوه بر طاغوتی بودن مظهر فحشا می‌دانستند.

حال تصویر هنرمندانی چون بهروز وثوقی، محمدعلی فردین، ناصر ملک مطیعی و دیگر بازیگرانی که مظاهر اصلی و سمبل چنین سینمایی بودند از دید مردم در آن سال‌ها کاملاً روشن است. بهروز وثوقی که پیش از انقلاب در فیم فارسی‌ها معمولاً هنرپیشه نقش‌های خاص بود، بیشتر از سایر همکاران و هنرپیشه‌های هم دوره خود مصداق سینمایی بود که آن روزها مخالف اخلاقیات تلقی می‌شد.

در کتاب سینمای فردین به روایت محمدعلی فردین که بخشی از مصاحبه فردین را عباس بهارلو بازنشر کرده، نوشته شده:

وثوقی سینمایی که در منظقه قلهک تهران داشت را با تبانی اشرف به وزارت فرهنگ و هنر آن دوران فروخت.
بهروز ۴ ماه پیش از انقلاب از ایران رفت.
همه ما تعجب می‌کردیم.
با وجود اینکه کار او در سینما در حال اوج گرفتن بود؛ زندگی‌اش را فروخت و رفت.

در بخش‌های دیگری از این کتاب از قول مرحوم محمدعلی فردین نوشته شده:

مدت زیادی بهروز با اشرف (خواهر پرحاشیه محمدرضا شاه پهلوی) بود و با دربار پیدا کرد. اسم بهروز را بعد از این بود که سر زبان‌ها انداختند. همین طور در فستیوال‌هایی که بهروز جایزه می‌گرفت بدون ارتباط با این ماجرا نبود.

از یاد نبریم که از دهه پنجاه خورشیدی، بیش از چهار نسل گذشته و بسیاری از مردم که تحت تاثیر موج انقلاب شناور بودند، از دنیا رفته‌اند. طبیعتاً باوری که مردم در این روزها و در قرن جدید نسبت به سینمای پیش از انقلاب دارند با عقیده توده مردم در دهه پنجاه و شصت بسیار متفاوت است؛ که اگر نبود اصلاً امکان داشت انقلابی شکل نگیرد. با پیروزی انقلاب اسلامی، سینمای ایران نیز در تعلیق خاصی فرو رفت و اهالی سینما چشم انتظار بودند تا ببینند، حاکمان و مسئولان جدید نهاد هنری چه طرح و نقشه‌ای برا سینمای ایران در سر دارند.

بیشتر بخوانید
رستگاری در شاوشنک | بررسی برترین فیلم دنیا از نگاه IMDB

مدیران وقت سینمای ایران که یک تیم منسجم با محوریت سید محمد بهشتی و فخرالدین انوار بودند تصمیم گرفتند برای حفظ کلیت سینما و آرام شدن مردم معترض به ماهیت سینمای پیش از انقلاب، عناصر سینمای آن دوران را کنار بگذارند.

سید محمد بهشتی بعدها در گفت‌وگویی این موضوع را تایید کرد و در همین خصوص گفت:

وقتی در آن هنگام می‌گفتیم سینما، مردم یاد چیزهای ناخوشایندی می‌افتادند، اما با تغییراتی می‌خواستیم مردم یاد آن چیزها نیفتند. به همین علت برخی از سوپر استارها تا یک زمانی نباید در صحنه حاضر می‌شدند. این به این معنا نبود که این آدم‌ها آدم‌های بدی بودند؛ چه بسا که انسان‌‌های شریفی بودند.

فردین جزو آدم‌های محترم قبل از انقلاب بود. او جوانمرد و خانواده دوست بود و من به ایشان توضیح دادم که علت ممنوع‌الکاری سوپر استارهای قبل از انقلاب به علت این است که سینما آرامش روانی بهتری پیدا کند.

در حقیقت سیاست‌های فرهنگی ده شصت که در سینما همراه با سیاست‌های هدایتی-حمایتی معروف شد و هدف آن مبارزه با تمام مظاهر سینمای پیش از انقلاب بود، باعث حذف ستارگانی هم چون بهروز وثوقی شد. سیاست‌های آن دوران در کنار خودسری‌های امثال محسن مخملبافف حذف این چنینی را تقویت کرد. جالب اینجاست که آن سیاست‌ها هنوز هم ادامه دارد. همان سیاست‌ها باعث شد که با وجود تمام تلاش‌هایی که صورت گرفت، ستارگان آن دوران یا در وطن خود دق کنند یا وادار به مهاجرت و حضور در خارج از کشور شوند و قدم در راهی بگذارند که بی‌بازگشت است.

امروز هم نام آن ستارگان در حالی برای مردم حجت سینمای ایران است که برای برخی از مسئولین دست آویز خوبی برای رسیدن به مقاصد و بقای سیاسی و حفظ میز و صندلی‌شان در وادی سیاست است.

بیشتر بخوانید
50 فیلم اکشن برتر تاریخ سینما [بخش اول]

بیشتر بخوانید: بهروز افخمی آقای هفت رنگ و کودتا در سینمای ایران 

[تعداد: ۱   میانگین: ۵/۵]

مهان صمدی طاری

جست‌وجو‌گر و تحلیلگری که سعی دارد با تمام استعدادها و توانایی هایش پیش از هر چیزی، انسان باشد. «دل مرنجان که ز هر دل به خدا راهی هست!»

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

فقط نام را وارد کنید. نیازی به ثبت ایمیل نیست.

چهارده − 14 =

دکمه بازگشت به بالا